محافظت بر نماز از صفات اهل ايمان به قرآن و معاد شمرده شده است.مراد از محافظت، محافظت بر اوقات و حدود و مراعات آداب و شرائط و مداومت بر آن است و عکس محافظت، سستي و کاهلي در امر نماز و خصوصيات آن است.
کد خبر: ۸۸۷۴۷۶
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۰:۴۴ 15 August 2020

۱)صداقت و راستگویی
ابن کهمس می‌گوید: به حضرت صادق(ع) عرض کردم: عبدالله بن ابی‌یعفور بر شما درود فرستاد. حضرت فرمود: بر تو و بر او درود باد، وقتی پیش او رفتی سلام مرا به او برسان و بگو: جعفر بن محمد می‌گفت: نیک بنگر هر آن ویژگی که باعث شد تا علی(ع) به آن مقام بلند نزد پیامبر خدا(صلی‌الله علیه وآله) برسد، خود را ملازم آن خصلت نما و یقین بدان هر مقامی‌ که علی(ع) نزد پیامبر(ص) یافت تنها و تنها به‌خاطر راستگویی و امانتداری بود.(الکافی، ج 2، ص 104،ح 5)
عمق سخن امام صادق(ع) زمانی معلوم می‌شود که موقعیت ممتاز و جایگاه رفیع و منزلت بی‌نظیر حضرت علی(ع) نزد پیامبر اکرم(ص) مورد توجّه قرار گیرد؛ رتبه‌ای که هیچ یک از صحابه و مسلمانان از آن برخوردار نبوده‌اند.
مرتبه والا، ارجمند و بی‌همتایی که پیامبر درباره آن می‌فرماید:. .. وَ اِنَ اللهَ اَعْطَی مُوسَی الْعَصَاءَ، وَ اِبْرَاهِیمَ بَرْدَ النّارِ، وَ عِیسَی اَلْکَلَمَاتِ یُحیِی بِهَا الْمَوتَی وَ اَعْطانَی هَذَا عَلیّا وَلِکُلّ نَبیٍّ آیهًٌْ وَهَذَا آیَهًُْ رَبِّی (ینابیع الموده،ج2، ص83)، ... و خداوند به‌عنوان معجزه به موسی عصا و به ابراهیم خنک شدن آتش و به عیسی کلماتی را که به وسیله آن مرده‌ها را زنده می‌کرد، عطا فرمود و به من علی را عطا کرد. برای هر پیامبر نشانه‌ای است و این علی نشانه و معجزه پروردگارم می‌باشد....
همان‌گونه که در روایت ملاحظه شد امام صادق(ع) در میان انبوه فضایل وکمالات والای امام علی به دو شاخصه بسیار مهم و کلیدی: راستگویی و امانتداری، که در ساخت شخصیت والای انسانی نقش بسزایی دارد‌ اشاره می‌کند.
پیشوای راستگویان از صداقت و راستگویی به‌عنوان پایه دین و ستون ایمان یاد کرده و می‌فرماید: اَلصِّدْقُ عِمادُ الاِسْلامِ وَ دَعامَهًُْ الایمانِ؛ راستی ستون مسلمانی و پایه ایمان است.(غررالحکم،ج2، ص40)
چنانکه خیمه بدون عمود و سقف بی‌ستون فروریخته و ویران می‌شود، انسانِ بی‌بهره از صداقت در خانه اهل ایمان و در پناهگاه اسلام جایی ندارد و از سرای سلامت اسلام و امن ایمان بیرون واز صراط مستقیم الهی که همان راه علی(ع) است خارج خواهد بود.
انسان اهل دروغ و ناراستی از نظر زندگی دینی و روح ایمانی، مرده‌ای بیش نیست؛ زیرا که ایمان خالی از صداقت و اسلام بدون راستی در کلام امام علی(ع) بسان پیکر بی‌سراست.(غررالحکم، ج1، ص129)
به سبب صداقت و راستی، انسان بقدری اوج می‌گیرد که به مقام صدّیقین (همانا که از جهت فضیلت و ارجمندی در مرتبه پس از پیامبران الهی قرار دارند) نائل می‌شود و نزد پروردگار عالم به‌عنوان پرافتخار «صدّیق» ملقب می‌گردد. در روایتی از امام باقر(ع) چنین آمده است: اِنَّ الرَجُلَ لَیُصَدِّقَ حَتّی یَکْتُبُهُ اللهُ صِدِّیقا؛ آدمی ‌بر اثر صدق و راستی، به مرتبه‌ای می‌رسد که خداوند او را صدّیق می‌نامد.(کافی، ج2، ص86.)
بر طبق فرموده امام باقر(ع) دستیابی و ارتقا به مقام صدّیقان که مَثَل اعلا و نمونه کامل آن، وجود بی‌بدیل صدّیق اکبر امیر مؤمنان(ع) است، به سبب راستگویی امکان‌پذیر است و نیز این ویژگی مطابق فرموده امام صادق(ع) یکی از دو عامل برخورداری امام علی از جایگاه عظیم و موقعیت بی‌نظیر نزد پیامبر اسلام است.
ابعاد و انواع صداقت
برای پیمودن طریقه صداقت و دستیابی به این گوهر ذی‌قیمت و بنا نهادن زندگی ایمانی، شناخت ابعاد و انواع آن ضروری است. در کتاب‌های اخلاقی برای صداقت، انواع و مراتبی بیان شده است که در این مختصر به قسمتی از آنها می‌پردازیم.
الف) صداقت در گفتار
راست گفتاری و سخن برخلاف واقع به زبان نیاوردن، شناخته‌شده‌ترین قِسمِ صداقت و اولین مرتبه آن است. اگر آنچه را که آدمی ‌بر زبان جاری می‌سازد با واقع هماهنگ باشد، کلید گنج سعادت را در اختیار خواهد داشت. در روایتی که محدث بزرگ شیخ عباس قمی ‌از پیامبر اسلام(ص) نقل کرده آمده است: مردی به محضر رسول‌الله شرفیاب شد و عرض کرد: ‌ای رسول خدا! خصلتی را که خیر دنیا و آخرت را به همراه داشته باشد به من تعلیم فرما! پیامبر فرمود: دروغ نگو.(سفینهًْ‌البحار، ج2، ص473)
به فرموده مولاعلی(ع) عظمت، جلال و شوکت آدمی در سایه‌سار راست گفتاری است: مَنْ صَدَقَ فِی اَقْوالِهِ جَلَّ قَدْرُهُ؛کسی که سخنانش راست باشد مقامش شکوهمند شود. (غررالحکم و دررالکلم، ج4، ص296)
ب) صداقت در کردار
گاهی سخنی را که انسان بیان می‌کند راست و مطابق با واقع است، امّا عمل و رفتار او برخلاف آن است؛ یعنی عملی که انجام می‌دهد، در تضاد با سخنی است که به زبان می‌آورد. چنین شخصی از صداقت و راستی در کردار برخوردار نیست.
آهنگِ گفتار مردان راست کردار با آهنگ کردارشان و خلوتشان با جلوتشان یکسان است و ازقماش کسانی نیستند که: «چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند». از این رو امیر مؤمنان(ع) چنین می‌فرمایند:
ایُّهَا النّاس، اِنّی واللهِ ما اَحُثُّکُم عَلی طاعَهًِْ الاّ وَأسْبِقَکُمْ اِلَیْهَا، ولاَ أنْهَا کُمْ عَنْ مَعْصِیَهًٍْ اِلاّ وَأتَنَاهی قَبْلَکُمْ عَنْهَا. (نهج‌البلاغه صبحی صالح، خطبه 175). ‌ای مردم! به خدا سوگند من شما را به هیچ طاعتی وادار نمی‌کنم، مگر اینکه پیش از شما خود به آن عمل می‌کنم؛ و شما را از معصیتی نهی نمی‌کنم، مگر اینکه خودم پیش از شما از آن دوری می‌نمایم.
از نظر پیشوای مؤمنان ،علی(ع) هر کس در مقام راهنمایی قرار گیرد خواه به‌عنوان مدیر، مسئول، وزیر یا وکیل وچه گوینده، نویسنده، مربی و معلم و خواه در مقام پدری یا مادری، اگر بخواهد به شرط صداقت عمل کند، نه تنها باید به آنچه خود می‌گوید و فرمان می‌دهد، در عمل پایبند باشد؛ بلکه باید از ره پویان و نیروهای تحت امر، جلوتر نیز باشد.
ج) صداقت در پندار
باور و اندیشه برای اعمال انسان به مانند جان است برای تن. انگیزه شخص در انجام کار در واقع سازنده آن کاراست و اعمال و رفتار انسان در حقیقت برآمده از نیت اوست، چنانکه امام علی(ع) می‌فرماید: الاعمال ثمار النیات؛ اعمال انسان میوه درخت نیت اوست.(غررالحکم،ج1،ص79)
نه تنها میزان ارزشمندی و گرانقدری عمل انسان به اندیشه و نیّتی بستگی دارد که او را به حرکت و اقدام وامی‌دارد، بلکه قیمت و ارزش انسانیت هرکسی نیز بر اساس اندیشه وانگیزه‌ای است که در سرپرورانده و برای دستیابی به آن می‌کوشد: قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَی قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ عَمَلِهِ عَلَی قَدْرِ نِیَّتِهِ؛ ارزش آدمی‌به اندازه همّت اوست و عملش به مقدار نییتش.(همان)
فکر و اندیشه تا آنجا در شکل‌گیری شخصیّت انسان مؤثر است که چهره‌های آدمیان درآخرت مطابق نیاتشان مجسّم خواهد شد.
هر کار خوب، خواه در قالب عبادی‌ترین اعمال و خواه به‌صورت چشمگیرترین خدمات اجتماعی همچون دستگیری از نیازمندان، ساخت مدرسه و مسجد، احسان و نیکوکاری‌های مالی در صورتی که بدون انگیزه الهی و قصد قربت و برای خود‌نمایی وبه رخ کشیدن دارایی‌ها و یا کسب شهرت واعتبار باشد، فاقد هرگونه ارزش بوده ودر واقع پوسته‌ای بی‌مغز است. در مقابل هرگاه عمل آدمی‌هرچند اندک و هراندازه کوچک باشد آنگاه که از سر صدق و اخلاق و با انگیزه خدایی انجام گیرد در پرتو ماندگاری و شکوهمندی انگیزه و هدفش، ماندگار و ارزشمند می‌شود. دراین عرصه نیز شخصیت والای امام مخلصین، امیرالمومنین(ع) بر قله کوه اخلاص ایستاده‌اند. داستان نبرد خالصانه او با عمرو بن عبدود در جنگ احزاب وجسارت عمرو به مولا و تاّنی حضرت درکشتن او، که مباد از روی خشم نفسانی باشد، معروف ومشهور است.
در نتیجه شاخصه صداقت با همه ابعاد آن، در زندگی علاوه ‌بر آنکه خود ارزش است، حافظ و دربردارنده ارزش‌های بی‌شمار دیگری نیز هست؛ عنصری که امام علی(ع) آن را عامل حفاظت از دین، زیبایی انسان و ستون ایمان می‌داند: اَلصِّدْقُ جَمَالُ الانْسَانِ وَ دَعَامَهًُْ الاْیمَان؛ راستی مایه زیبایی انسان و ستون ایمان است).غررالحکم، ج3، ص143)
و در نهایت آن را معیار مسلمانی ذکر می‌کند: ملاک الاسلام صدق اللّسان؛ راستگویی ملاک اسلام و مسلمانی است.(همان)


۲) امانتداری
ارزش و اهمیت امانت در قرآن و احادیث معصومین و سفارش به ادای درست آن، بر کسی پوشیده نیست، زیرا که اعتماد متقابل بین افراد یک جمع و جامعه از مهم‌ترین اصول هم‌زیستی بین افراد است ودر خانواده یا جامعه‌ای که شاخصه امانتداری سست شود ستون اعتماد متزلزل گشته و پیوندهای اجتماعی از هم خواهند گسست. در قرآن کریم یکی از ویژگی‌های مهم مومنان امانتداری بیان شده است: آنها که امانت‌ها و عهد خود را رعایت می‌کنند‌. (مومنون/8)
حضرت علی(ع) در بیانی قابل تأمل، انسان‌های اهل خیانت در امانت را خوار و زبون توصیف می‌کند: «هر که امانت را سبک بشمارد و خود را در وادي خيانت قرار بدهد و خود و آيين خود را از آن پاک نگرداند، در دنيا خود را خوار و پست و رسوا گردانيده و در روز واپسين خوارتر و رسواتر خواهد بود و به راستي که بزرگ‌ترين خيانت، خيانت به امت و زشت‌ترين دغلکاري، دغلکاري زمامداران است»(نهج‌البلاغه صبحی صالح، نامه 26)
آن حضرت یکی از ویژگی‌های اهل تقوا را امانتداری و محافظت از آنچه خداوند به آنها امر کرده می‌داند و می‌فرماید: «...لا يضيع ما استحفظ...؛ پرهيزکار آنچه را به او سپرده‏اند ضايع نمي‏کند. (همان، خطبه193)
واضح است که با این نوع نگاه که امام علی(ع) به امانت و ادای صحیح آن دارند،تا چه اندازه عمل به این فضیلت اخلاقی برای تعالی انسان مهم و حیاتی است.
مصادیق امانت
نمازهاي پنج‌گانه
خداوند متعال مي‏فرمايد: بر نمازها و نماز ميانه محافظت کنيد (بقره/293) محافظت بر نماز از صفات اهل ايمان به قرآن و معاد شمرده شده است.مراد از محافظت، محافظت بر اوقات و حدود و مراعات آداب و شرائط و مداومت بر آن است و عکس محافظت، سستي و کاهلي در امر نماز و خصوصيات آن است.
کتاب خداوند، پيامبر و اهل‌بیت ایشان(ع)
از بزرگ‌ترين اموري که حفظ آن بر ما واجب است کلام‌الله و خاندان نبوتند. يعني همان دو گوهر گران‌بهایی که در حديث ثقلين آمده و حفظ اين دو، توجه و عمل به دستورات آنها و محبت آنهاست.
مولا علي(ع) در نهج‌البلاغه مي‏فرمايد: «واستتموا نعمه الله عليکم بالصبر علي طاعه الله والمحافظه علي ما استحفظکم من کتابه؛ با صبر بر عبادت و بندگي خدا و با محافظت بر کتاب خدا و آنچه از شما در آن خواسته بر آن محافظت کنيد، نعمت خدا را بر خود تمام کنيد (اگر اطاعت و حفاظت کرديد خداوند نعمت خود را بر شما تمام خواهد کرد.)»(نهج‌البلاغه، خطبه 173)
امانت مديریت و مسئولیت در نظام اسلامی
طبيعي است که با مسئولیت و قرارگرفتن در زمره کارگزاران نظام بسياري از اموال و ناموس و حيثيت و شرف و آبرو و مسائل حياتي مردم و ملت برعهده شخص قرار داده شده است و آن کارگزار مسئوليت نگهداري آن امانات و حفظ آنچه که به دست او سپرده شده است را دارد. امانتداري نه فقط در بعد مسائل مالي است، بلکه تمام آنچه که شمارش شد، حتي خود پست و مقام که آن هم امانت بسيار بزرگي است، از ناحيه نظام به او واگذار شده و کارگزار موظف است در تمام اين ابعاد، ايفای مسئوليت که امانتداري است، بکند.
زمامداری و مدیریت، از امانت‏های خاص است. مدیران و حاکمان قبل از هر چیز باید به این اصل باور داشته باشند و نگرش خود را بر این بنیاد استوار سازند که مديريت از ديدگاه اسلامي، امانت است و مدير، امانت‏دار خدا و مردم.
مولاي متقيان علي(ع) در نامه‏اي که به نماينده و فرماندار خود در آذربايجان، به نام «اشعث بن قيس» مي‏نويسد، چنين مي‏فرمايد: «و ان عملک ليس لک بطعمهًْ و لکنه في عنقک امانهًْ و انت مسترعي لمن فوقک ليس لک ان تفتات في رعيهًْ...؛ مبادا بپنداري که حکومتي که به تو سپرده شده است يک شکار است که به چنگت افتاده است؛ خير، امانتي برگردنت گذاشته شده است و ما فوق تو از تو رعايت و نگهباني و حفظ حقوق مردم را مي‏خواهد. تو را نسزد که به استبداد و دلخواه در ميان مردم رفتار کني» (نهج‌البلاغه، نامه 5)
آن حضرت در بخشنامه‏اي که براي مأمورين جمع‌آوري ماليات نوشته است، پس از چند جمله موعظه و تذکر مي‏فرمايد:
«فانصفوا الناس من انفسکم و اصبروا لحوائجهم فانکم خزان الرعيد و وکلاء الامهًْ و سفراء الائمهًْ؛ به عدل و انصاف رفتار کنيد، به مردم درباره خودتان حق بدهيد، پرحوصله باشيد و در بر آوردن حاجات مردم تنگ حوصلگي نکنيد که شما خزانه داران رعيت و نمايندگان ملت و سفيران حکومتيد»(همان، نامه 51)
در منطق نهج‌البلاغه، امام و حکمران، امين و پاسبان حقوق مردم و مسئول در برابر آنها است، از اين دو (حکمران و مردم) اگر بنا است يکي براي ديگري باشد، اين مسئولان هستند که محکوم به خادمی ‌و نوکری مردمند، نه مردم محکوم براي خادمی ‌مسئولان.
به همین دلیل است که امانت، مسئولیت بسیار سنگین و پر اهمیت و خیانت در این امانت از پست‌ترین رذایل اخلاقی بشمار می‌رود.
امام علی(ع) در این زمینه می‌فرماید:
«إِنَّ أَعْظَمَ الْخِيَانَهًِْ خِيَانَةُ الْأُمَّهًِْ وَ أَفْظَعَ الْغِشِّ غِشُّ الْأَئِمَّهًْ...؛ براستي که بزرگ‌ترين خيانت، خيانت به امت و زشت‌ترين دغلکاري، دغلکاري زمامداران است».(نهج‌البلاغه، نامة 26)
امام(ع) در اين نامه، که آن را براي يکي از کارگزاران نوشته است، دايره امانت را توسعه بخشيده و پس از بيان نتيجه خيانت در امانت در دنيا و آخرت، بزرگ‌ترين امانت براي کارگزاران را امانت امت اسلامي دانسته است و در نتيجه، خيانت به اين امانت را بزرگ‌ترين خيانت به شمار آورده است. «مِنْ أَفْحَشِ الْخِيانَهًِْ خِيانَهًُْ الْوَدائِعِ؛ بدترين نوع خيانت، خيانت در امانت‌هاست» (همان، حکمت6)
بیت‌المال مردم
از مهم‌ترین امانت‌ها، بیت‌المال مردم است. مـیـز، کـلاس، آب، بـرق، وسـیله‌های نقلیه عمومی و هزاران وسیله دیـگـر هـمـگی از اموال عمومی هستند که نزد همه به امانت سپرده شـده است. البته بعضی از اموال عمومی وجود دارند که به یک گروه خـاص و یـا فـرد مـعـینی به امانت داده می‌شوند؛ مثل: مدرسه، اداره، شـرکـت و... ولـی هـدف در هـمـه این اموال یکی است و آن پـاسـبانی و مراقبت لازم و مفید در حفظ و نگهداری از این اموال می‌باشد.
در موضوع حفاظت از بیت‌المال، امام ملاحظه فرزند و برادر یا دوست وفامیل را نداشت و به شدت با کسانی که چشم طمع به بیت‌المال را داشتند برخورد می‌کرد.
روزی عـقـیـل خـدمـت حضرت علی(ع) شرفیاب شد و گفت: یا علی، تو بـرادر مـنـی و خـزانه بیت‌المال در دست تو است، من نیز فقیر و عـیـالوار هستم؛ سهم بیشتری از بیت‌المال به من بده.
حضرت فـرمـودند: ‌ای عقیل! بیت‌المال ،حق عموم مردم و امانت در دسـت مـن هـست و هرگز چنین کاری را (خیانت در بیت‌المال) مرتکب نـخـواهـم شد. وقتی که اصرار عقیل را می‌بیند، آهنی داغ به کـف دسـت او نزدیک می‌کند. عـقیل فریاد می‌زند! حضرت علی(ع) می‌گـویـد: تـو از ایـن آهـن داغ این‌گونه فریاد می‌زنی؟ چگونه می‌خواهی مرا با انجام این کار در آتش جهنم بسوزانی؟(داستان راستان، ج1)
همسر و فرزند
عده‌ زیادی از مردم گمان ‌می‌کنند که وقتی با زنی ازدواج ‌می‌کنند، مالکش ‌می‌شوند و ‌می‌توانند هرکاری که بخواهند با او بکنند! ‌این براستی فهم نادرستی است‌. همسر انسان امانتی در دست اوست و شوهران روز قیامت در حضور پروردگار درباره‌ زنانشان مورد سؤال قرار خواهند گرفت خداوند درباره عقد ازدواج می‌فرماید: «وَأَخَذْنَ مِنكُم مِّيثَاقاً غَلِيظاً» (نساء/۲۱) و آنها (زنان هنگام ازدواج) از شما پیمان محکمی ‌گرفته‌اند. این پیمان به‌عنوان میثاق و عقد مستحکم نامبرده شده است که نباید در حق آن خیانتی روا داشت.
همچنین فرزندان نیز امانتی از جانب خدا نزد ما هستند که باید در ‌تربیت و نگهداری آنان به‌خصوص در شرایط سخت فرهنگی کوشید و به امر خداوند دراین رابطه توجه مضاعف کردکه فرمود: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست نگه دارید.(تحریم/6)
طبق این آیه کریمه وظیفه ‌تربیت دینى فرزندان، برعهده مدیر خانواده است. در تفسیر این آیه از امام على(ع) چنین نقل شده است: «علّموا انفسكم و اهلیكم الخیر و ادّبوهم. به خود و خانواده‏تان خیر بیاموزید و آنان را ادب كنید» (تفسیر نور، ج12، ص127)

منبع:کیهان

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار