کد خبر: ۵۵۴۴۳۴
تاریخ انتشار: ۲۹ دی ۱۳۹۶ - ۱۵:۳۱ 19 January 2018

"امروز صبح آقای فروزنده زنگ زدند و گفتند من یک پیغام فوری از آقای رییس جمهور دارم و می خواهم با شما صحبت کنم. من با اینکه کار داشتم گفتم باشه. ایشان گفت این قضیه رو یک جوری جمع کنیم ممکنه آقای رئیس جمهور حرفهایی بزنند. من گفتم کار بیشتری ازم بر نمیاد. مگر اینکه آقای رئیس جمهور بپذیرند ایشان را جابجا کنند. ایشان گفت؛ نمیپذیره و اینها.


... و بعد یک نکته ای گفت: اگر این مسئله حل نشود من نواری دارم از بستگان شما، پخش می کنم. منو تهدید کردند. من گفتم نمی دانم جریان این نوار چیست. مالِ هر کی از بستگان من باشد برای من فرقی ندارد و...."

آن زمان که قانون اجازه نمی داد رئیس وقت صندوق تامین اجتماعی بر آن منصب بماند و حضور او تخلف شمرده می شد دولت بر خلاف قانون صندوق را زیر نظر معاون اول برد تا قانون را دور بزند.


کشاکش مجلس و دولت فرسایشی شد و احمدی نژاد هر کاری کرد تا مرتضوی بماند و بعد شد انکه نباید می شد.

دولتها در بزنگاهها درون شان را بروز می دهند. وجود تخلف در فضایی که ساختار اداری و مدیریتی دچار مشکلات و فسادهایی است اجتناب ناپذیر است اما اصرار بر تخلف و کشمکش بر سر حفظ موضع با علم به وجود تخلف اجتناب ناپذیر نیست.


می شود قانون را بوسید بالای سر گذاشت و مقابل آن بعنوان میثاق ملی و خون بهای فرزندان عزیز این سرزمین تمکین نمود و احترامش را حفظ کرد.
و اگر تخلفی بود جانب قانون را شجاعانه گرفت و ایستاد.


و می شود به هر روشی دست یازید و بر موضع ناصحیح ایستاد و عامدانه و اگاهانه به آن اصرار کرد و بقول رئیس مجلس، مانند برخی ها، نظامات حاکم بر کشور را توجه نکرد.


تنها حکایت تامین اجتماعی و جلسه تلخ مجلس نبود و وزیر کشور دولت نهم و آکسفورد هم صحنه دیگری از این قبیل رویارویی ها بود.

تفاوت دولت ها بر سر قانون و احترام به افکار عمومی را اینجاها و بر سر بزنگاهها تشخیص باید داد.


آنجایی که سخنگوی دولت بخاطر تاخیر در تحقق یک وعده و یا توزیع بدِ سبد کالا در مقابل دوربین ها حاضر و رسما عذر می خواهد.


یا انگاه که قطار حادثه می آفریند رییس راه اهن کشور چشم در چشم بینندگان تلویزیون می گوید: به احترام مردم و در پاسخ به تالمات شان استعفا می دهم.و این حکایت اخیر فرمانداری در خوزستان، حتی پیش از آنکه مورد تایید رسمی قرار گیرد کناره می گیرد تا دولت حرمت افکار عمومی را حفظ کرده باشد و تشویش بیشترش را به نظاره ننشیند.


افکار عمومی بی رحم است و تعارفی ندارد و شاید چندان منتظر اثبات و تایید و رد و تکذیب ها نماند. با قضاوت های تاریخ، تفاوت هایی دارد. اما باید احترامش کرد. باید آنرا همچون دیده بانی تیزبین و مطالبه گر به رسمیت شناخت و فراموش نکرد که دولتها قرار است همین افکار عمومی را نمایندگی کنند و برآیند آن باشند. اگر افکار عمومی احترام نشود و بی عاری بر دولتها حاکم شود سنگ روی سنگ بند نخواهد شد و فساد همچون خوره به جان ساختارها و بافت های اداری و اقتصادی و اجتماعی و مناسبات سیاسی خواهد افتاد. دنیا سالهاست افکار عمومی را بهترین دوای فساد تشخیص داده است.


آن رییس راه اهن و سخنگوی دولت و این فرماندار اگر تقصیری هم ندارند و گناهی نکردند ناراحت نباشند و خوشحال باشند که به افکار عمومی و نهادینه شدنش کمک کرده اند و به هر روشی نخواستند مقابلش بایستند.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار