کد خبر: ۴۸۸۴۵۸
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۷ 03 September 2017
نگاهی به گذشته و اشارتی به حاشیه های یک سال مدیریتی ؛ ماحصل بخش اول گفتگوی سه ساعته شوشان با استانداری است که در هر دو طیف ، هم منتقدان سرسختی دارد و هم مدافعان پرتعداد.  از انتصاب مدیران استانی و مشاوران گرفته تا شائبه هایی همچون نقش واسطه ها در انتصابات و همچنین شیوه مدیریتی ؛ سوالاتی ست که به صورت شفاف از دکتر شریعتی در نشست سه ساعته پرسیده شده است.  بخش دوم این مصاحبه نیز ، نگاهی رو به جلو و پرسش از مسائل کلان و مهم استان خواهد داشت که در روزهای پیش رو منتشر می شود.


آقای شریعتی ! قبل از ورود به سوالات مورد نظر ، ارزیابی تان از شرایط خوزستان در دوره یکساله مدیریتی تان چیست ؟ 

خوزستان پتانسیل های فراوانی دارد و این ظرفیت ها و پتانسیل ، فرصت مناسبی برای کار مدیریتی در استان فراهم می کند و فضا را برای مانور بیشتر و مدیریت بهتر ، ایجاد می نماید. خوزستان به واسطه همین پتانسیل ها ، مانند استان های دیگر با ظرفیت محدود نیست که مدیریت ارشد آن را در یک چارچوب تنگ و محدود قرار دهد. 

البته قدرت مانور بیشتر و مدیریت بهتر ، مستلزم نوع رابطه ای است که مدیر ارشد استان با سایر بخش ها و مدیران استان ایجاد می کند و لازمه آن ، انعطاف پذیری در مراحل مختلف و در عین حال فرصت سازی برای مقوله های متعدد در زمان های مختلف است.  بنابراین اگر مدیریت ارشد استان بتواند از این موارد به نحو مطلوب بهره ببرد حتی در مواقع و مواردی که دولت در تنگنا باشد ، استان تحت مدیریتش در سکون و رکود نخواهد بود و حرکتی رو به جلو خواهد داشت. 

نکته دیگر آنکه ، خوزستان با وجود همه این ظرفیت ها ، مشکلات متعددی هم دارد. بخشی از این مشکلات محصول هشت سال جنگ تحمیلی است که با معضل جدی در حوزه زیرساخت ها مواجه شد.  در عین حال به علت آنکه استان خوزستان در "زیرساخت ها" جزو اولین ها در کشور بوده ، طبیعی است که با گذشت زمان ، زیرساخت های آن ، دچار فرسودگی شود.  به عبارت دیگر ، توسعه به معنای واقعی ، از خوزستان و همزمان با پیدایش نفت ، شروع شد اما در طول سالیان ، زیرساخت های حاصل از این توسعه ، دچار فرسایش شد. پس از جنگ نیز به دلایل متعدد زیرساخت های استان بیش از پیش معیوب شدند.

از آنجا که خوزستان استان پرظرفیت و بزرگی است ، معضلات و مشکلاتش نیز متعدد است و با مدیریت های محدود ، قابل حل نیست و عزمی ملی برای حل مشکلات می طلبد. اکثر ظرفیت های استان ملی است بنابراین مشکلاتش نیز باید ملی دیده و رفع شود. 

برای بهتر دیده شدن خوزستان در بُعد ملی ، برای مسئولین عالی رتبه نظام و حتی رییس جمهور مثالی زدم و گفتم که خوزستان همچون هواپیما برای کشور است. نمی توانیم با هزینه نگهداری "پیکان" یک هواپیما را به پرواز در آوریم. اگر اینگونه شود پس از مدتی این هواپیما زمینگیر خواهد شد.  خوزستان یک استان ملی است و خدماتی که می دهد نیز در بُعد ملی است بنابراین باید خدمتی هم که به خوزستان می شود به صورت ملی و گسترده باشد

از منظر مسائل سیاسی و اجتماعی نیز خوزستان سابقه ای طولانی و درخشانی دارد. این استان دروازه ورود اسلام و تشیع به ایران محسوب می شود و همچنین به دلیل پیدایش نفت ، و شکل گیری نسلی روشنفکر ، محلی برای تضارب آرا در زمینه های سیاسی و اجتماعی بوده است و فرصت های متعددی را ایجاد کرده است. هر چند وقوع جنگ تحمیلی ، توقفی را در این روند ایجاد کرد اما همچنان شاهد استعدادهای فراوانی در حوزه های مختلف هستیم. 

در عین حال ، وجود اقوام مختلف در استان و تنوع قومی ، فرصتی مناسب برای استان است. باید با مدیریت مناسب از این ظرفیت ها برای توسعه همه جانبه و ارتقای سطح زندگی مردم استفاده کرد.

آقای دکتر ! مسائلی که ذکر کردید ، تقریبا گذری کوتاه بود بر داشته ها و نداشته های استان ، و در عین حال تاکید بر توسعه خوزستان با بهره گیری از همه ظرفیت ها ست. اگر اجازه دهید نگاهی داشته باشیم به حاشیه های یک سال مدیریتی شما . حاشیه هایی که بعضا در روند مدیریتی استان تاثیرگذار است. سال گذشته و پس از برکناری عبدالحسن مقتدایی ، گزینه های مطرحی برای استانداری خوزستان مطرح شد ولی نهایتا شما بر مستند استانداری نشستید. در طول تقریبا دو ماه فرآیند پیچیده ای طی شد که منجر به این انتخاب گردید. این فرآیند چگونه بود؟ 


از این فرایند "پیچیده" اطلاعی ندارم. همانگونه که خود نیز گفتید سال گذشته گزینه های متعدد برای استانداری مطرح شد. در هر انتصاب و انتخابی ، گزینه های متعددی مطرح می شوند و در نهایت این دولت و وزارت کشور است که دست به انتخاب می زند. این انتخاب نیز بر اساس روند کاری و بررسی های مختلف شکل می گیرد. بنابراین این سوال را باید از آنهایی پرسید که بنده را به عنوان استاندار انتخاب کردند.

شما نیز به دلیل آنکه سال گذشته از گزینه های استانداری بودید واقف به بخشی از فرآیند انتخاب استانداران – به طور کل – هستید. به عنوان مثال ، گفته می شود در فرآیند انتصاب برخی استانداران و مدیران ، رابطه جای خود را به شایسته سالاری داده است . آیا این روند در انتخاب شما نیز همین گونه بوده است؟ 

این سوال هم باید از کسانی پرسیده شود که در انتخاب استانداران موثر هستند و در زمره انتخاب کنندگان نبودم که بخواهم نظر دهم و بگویم بر اساس رابطه بوده است یا شایسته سالاری . اگر انتخاب شدنم به عنوان استاندار بنا بر رابطه بود که به هیچ وجه تا قبل از استاندار شدن آقای رحمان فضلی وزیر محترم کشور را نمی شناختم . ایشان هم شناختی از من نداشت تا گفته شود که انتخابم بر اساس رابطه بوده است. شناخت ما به همان مطرح شدن به عنوان گزینه استانداری خوزستان بر می گردد که چندین جلسه در زمینه های مختلف مصاحبه شدم و در رابطه با دیدگاه ها ، نقطه نظرها و برنامه هایم برای مدیریت در خوزستان ، سوال شد. 

البته این حرفی که می زنم مطلق نیست. ولی در روند انتصابم به عنوان استاندار خوزستان اگر بنا بر حاکم شدن رابطه بود که دیگر نیاز به این همه سوال و جواب نبود و دو ماه انتخاب استاندار خوزستان طول نمی کشید.

 از آنجا که خوزستان ، استانی سخت برای تصمیم گیری در انتخاب مدیریت ارشد است دو ماه روند انتخاب استاندار از سوی مسئولین ارشد ادامه داشت تا سرانجام به گزینه مورد نظر خود رسیدند. این تاخیر در تصمیم گیری هم به خاطر ظرفیت های بالای خوزستان ، حساسیت ها و همه جانبه گری هایی بود که باید در نظر گرفته می شد.  استاندار زنجان در فاصیه زمانی کمی بعد از من انتخاب شد و استاندار فارس هم قبل از انتصاب من ، منصوب شد اما روند انتصاب در این دو استان اینگونه طول نکشید و پیچیده نبود. پیچیدگی شرایط خوزستان ، ظرفیت هایی که دارد و نوع نگاهی که به استان وجود دارد همگی در انتخاب یک استاندار موثر است. 
در فرآیند انتخاب به عنوان استاندار ، مصاحبه های طولانی با معاونین موثر وزارت کشور ، مشاورین تاثرگذار رییس جمهور و با خود وزیر محترم داشتم و بررسی ها برای رسیدن به یک گزینه مشخص ، به درازا کشید. 

آنچه که در این فرآیند احساس کردم، روند رابطه ای نبود و به نظر نمی رسد که انتخابم به عنوان استاندار بر اساس رابطه باشد. البته همانگونه که گفتم این سوال تان را باید از انتخاب کنندگان پرسید نه انتخاب شونده. 

اگر اجازه دهید کمی شفاف تر باشیم. دو موضوع ابهام برانگیز در فرآیند انتصاب شما مطرح می شود ؛ یکی نقش واسطه هایی همچون محمد فروزنده و حسین مرعشی ، و دیگری ، تلاشی که برخی از اطرافیان شما از اواسط استانداری عبدالحسن مقتدایی با علم به اینکه استاندار خوزستان تغییر خواهد کرد ، برای انتصاب شما انجام دادند. آیا این دو ابهام در انتصاب شما وجود دارد؟ 

از این دو ابهام اطلاعی ندارم. اما یک سوال می پرسم. به فرض صحت مواردی که در سوال مطرح کردید ، آیا امثال آقای محمد فروزنده ، مرعشی و دیگران حق ندارند برای انتخاب یک استاندار نظر بدهند ؟ حق ندارند اظهار نظر کنند؟ حق ندارند موضع بگیرند؟ پس اگر حق دارند نمی توان گفت ابهام ! 

هر کسی حق خودش می داند که در امری که فکر می کند درست و صحیح  است  و صحیح است ، ورود کند و تاثیر بگذارد. البته واسطه گری فرونده و مرعشی در انتخابم را تایید نمی کنم اما به فرض صحت ، همانگونه که عده ای افراد تاثیرگذار برای گزینه های دیگر استانداری تلاش و رایزنی کردند ، برای این افراد نیز باید همین حق را قائل شد که بنا بر نظر و عقیده خود ، ورود کنند. پس اگر حق است نمی توان به قولی گفت "ابهام" وجود دارد. 

شاید به جای کلمه ابهام باید کلمه دیگری را در سوال به کار می بردم . اما به هر حال به گفته ی شما ، این ورود افراد تاثیر گذار در روند انتصابات ، یک حق است  ؟

بله . هر کسی می تواند تلاش کند تا آن فردی را که فکر می کند مفید و مثمر ثمر خواهد بود برای انتصابش تلاش کند و این ابهام ایجاد نمی کند. همانگونه که در فرآیند انتخاب استاندار ، عده ای به تصور اینکه شریعتی برای استان مفید نیست ، تلاش می کردند که استاندار نشوم .

بنابراین در روند انتصابات ، این گونه موارد طبیعی است ؟

بله . ابهامی نیست ورود افراد تاثیر گذار در انتصابات طبیعی است. 

در مقطع زمانی انتخاب استاندار خوزستان ، نمایندگان خوزستان در مجلس شورای اسلامی ، حضوری فعال داشتند و برای استانداری عده ای امضا کردند. علی رغم حمایت نمایندگان خوزستان در دو مجلس خبرگان و شورای اسلامی از یک گزینه ، اما در نهایت نمایندگان استان در مجلس بخصوص  اصولگرایانی همچون ناصری نژاد رییس مجمع نمایندگان ، عامر کعبی نماینده آبادان و ... حمایتی تمام قد از استانداری شما داشتند.

البته در روند تاریخی و بُعد زمانی حمایت نمایندگان از گزینه های استانداری اینگونه که شما گفتید نبود. قبل از اینکه یکی از گزینه ها مطرح شود و حمایتی صورت گیرد ، 12 نفر از نمایندگان دیداری با وزیر کشور داشتند و نام چند نفر را به عنوان گزینه های استانداری مطرح کردند که نام من نیز جزو این پنج یا شش گزینه بود. بنابراین حمایت تمام قدی در کار نبود. پس از آن ، نمایندگان برای استانداری یک گزینه دیگر امضا کردند و نام او را مطرح نمودند. نمایندگان مجلس بر بومی بودن گزینه استانداری تاکید می کردند و اصرارشان بر این بود. 

حمایت نمایندگانی از طیف اصولگرا از جمله نماینده شادگان از استانداری شما ، در حالی بود که برخی از نمایندگان فراکسیون امید حمایتی کمتری از شما داشتند . علت این دوگانگی حمایت چه بود؟

نمایندگان طیف امید هم آنگونه که خودشان گفتند ، حمایت کردند اما اگر شما خبر دیگری دارید بنده اطلاعی ندارم . به هر حال تلقی من این است که طیف امید نیز حمایت کردند و مشکل خاصی نبوده است. آقای ناصری نژاد نیز به عنوان رییس مجمع نمایندگان خوزستان از گزینه استاندار بومی دفاع می کرد و این دفاع و حمایتش شخصی نبوده است بلکه نظر مجمع را منتقل می نمود.

عده ای معتقدند حمایت طیف اصولگرا در مجلس از استانداری شما ، سبب شده تا روند انتصابات در شهرهای مختلف استان تحت تاثیر نمایندگان اصولگرا قرار گیرد و در شهرهایی همچون رامهرمز ، شادگان ، اندیمشک و آبادان و .... شاهد انتصاباتی برآمده از "راست " و حتی پایداری باشیم . نظرتان در این باره چیست؟

این نکته را در ابتدا باید بگویم که در تعیین استاندار ، دولت تصمیم اول و آخر را می گیرد.  در این امر تردیدی نداشته باشید. دولت وقتی می خواهد نماینده عالی خود و والی یک استان را منصوب کند از نظر خودش عدول نمی کند.

البته ممکن است کلیاتی را در قالب توصیه و... از عده ای بپذیرد اما به هیچ وجه در تعیین استاندار تأسی نمی گیرد. به عنوان نمونه ، نمایندگان برای استانداری آقای راشدی امضا کردند اما در نهایت این دولت بود که تصمیم نهایی را گرفت و بر اساس برنامه ریزی ها و استراتژی خود حرکت کرد. بنابراین این اتهام که نمایندگان اصولگرا تاثیر داشتند ، بی انصافی و کم لطفی به ماست.

تا چه حد انتصابات شهرستانی تحت تاثیر نمایندگان اصولگرا بوده است؟

در آبادان انتصابی نداشتم و فقط دو معاون فرماندار منصوب کردم که هر دو مورد قبول اصلاح طلبان هستند. این دو انتصاب در حالی بود که نمایندگان آبادان که برای آنان احترام خاصی قائلم دلخور شدند.  در اندیمشک نیز قبل از انتصابم ، فرماندار این شهر منصوب شده بود. ادارات شهرسانی ارتباط چندانی به من ندارند و در شهرستان ها انتصابات با هماهنگی فرماندار انجام می شود. 

در شهرستان رامهرمز نیز بالاخره فرماندارش آقای احسانی نیا اهل دزفول است. اگر بگویم اصلاح طلبان بنام و معروف دزفول ، وی را تایید کردند حرف دیگری می ماند؟  بعضی وقت ها بی انصافی و کم لطفی می شود. احسانی نیا فرماندار دزفول که عده ای او را متهم به جریان پایداری می کنند در انتخابات ریاست جمهوری به دادگاه معرفی شده است. ایشان باید برای دولت اعتدال چکار کند که بگویند همسو با دولت است؟!  ایشان در زمان انتخابات علی رغم مخالفت برخی ها ، با سخنرانی فتحی فعال سیاسی و نماینده مردم تهران در مجلس موافقت کرد . در حال حاضر نیز به دو اتهام توهین به قوه قضاییه و دخالت در انتخابات به دادگاه معرفی شده است. 

بیانیه های متعددی از سوی فعالین اصلاح طلب اندیمشک به خاطر در حاشیه قرار گرفتن اصلاح طلبان و حتی اعتدالگرایان و انتصاب نیروهای اصولگرا در این شهرستان منتشر شده است. این بیانیه ها نشان می دهد که رضایت چندانی از نوع نگاه شما به انتصابات شهرستانی وجود ندارد. دلیل آن چیست ؟   

این نوع نگاه که فقط خودمان را ببینیم و بقیه را نه ، قبول ندارم. دکتر روحانی در انتخابات ریاست جمهوری بیش از یک میلیون و 200 هزار رای آورد. این رای ها از کجا آمد؟ این ها کسانی بودند که طرفدار روحانی و دولت تدبیر و امید بودند. درست است که به نوعی می شود این آرا را درجه بندی کرد اما به هر حال مشی ، سیاست و مسیر دکتر روحانی را قبول داشتند.

استاندار دولت روحانی هستم. مشی و نگاه خودم اصلاح طلبی است اما با استاندار شدن در دولت تدبیر و امید پذیرفته ام که در چارچوب سیاست دولت دکتر روحانی عمل کنم. این را به صراحت می گویم که سیاست دولت روحانی این است که در کنار وزرایی همچون زنگنه ، ربیعی ، قاضی زاده هاشمی ، افرادی همچون آقای پورمحمدی نیز قرار بگیرند و وزیر شوند. پورمحمدی که در دولت یازدهم وزیر دادگستری است در دوره های گذشته و در انتخابات ریاست جمهوری ، شفاف و به صراحت اعلام کرده بود که کاندیدای مورد نظر من، کاندیدای مورد نظر اصولگرایان یعنی دکتر ولایتی است و تمام امکانات ستادش را نیز در اختیار ولایتی قرار داد. ولی همین فرد در دولت روحانی وزیر دادگستری می شود.

بنابراین با این ظرفیت و این دیدگاه ، دولت یازدهم تشکیل شد. در مورد درست یا غلط بودن آن بحثی ندارم ؛ هر چند بحث دارم اما بحث نمی کنم. می خواهم بگویم که استاندار ِ رییس جمهوری با این نگاه هستم و باید در این چارچوب عمل کنم ؛ هر چند با چارچوب و نگرشم ، ممکن است فرق کند یا نکند. به عبارت دیگر ، امانتدار نگاه و دیدگاه دولت روحانی هستم. پس باید در چارچوب فکری ایشان عمل و کار کنم . 

حالا در اندیمشک دو بخشدار منصوب کردم. بخشدار کار اجرایی می کند. بالاخره این رایی که دکتر روحانی در اندیمشک آورد ناشی از عملکرد همین مدیران و اعتماد مردم بود. اینگونه نیست که ستاد روحانی در اندیمشک همه رای ها را جمع کرده است. البته همه اعضای ستاد روحانی از دوستان نزدیکم هستند و ممکن است این حرفم باعث دلخوری آنان شود و از این بابت عذرخواهی می کنم ولی دولت به عنوان متولی در این شهرستان اقداماتی انجام داده و همین اقدامات و عملکرد دولت ، سبب رضایتمندی مردم شده و باعث شد ایشان رای بالایی در اندیمشک بیاورد .

عده ای قبل از انتخابات در اندیمشک بیانیه دادند که شما نتیجه عملکرد و انتصابات تان را در این شهرستان در زمان انتخابات خواهید دید ! اگر رای بالای روحانی در اندیمشک نتیجه عملکرد من است پس این هم نتیجه عملکردمان . 

بنابراین رای بالای روحانی در خوزستان و در شهرهایی همچون اندیمشک را نتیجه رضایتمندی مردم از دولت می دانید؟ به عبارت دیگر اول شدن دکتر روحانی در خوزستان نتیجه مستقیم عملکرد خودتان به عنوان نماینده دولت است ؟ 

البته اینگونه نیست و عوامل متعددی دخیل بوده است. اما گزارش رسمی دارم که وقتی به خوزستان آمدم و به عنوان استاندار دولت تدبیر و امید منصوب شدم بنا بر آمار رسمی ، محبوبیت روحانی در استان13 درصد بود. همه می گفتند که روحانی در خوزستان رای نمی آورد. اطرافیان دکتر روحانی هم پذیرفته بودند که ایشان رای نمی آورد و اطرافیان سید ابراهیم رییسی هم می گفتند که رییسی رای اول است. شما می توانید از آقایان نهاوندیان ، ربیعی و آشنا پرسید که در طول این مدت به آن ها چه می گفتم 

چه می گفتید ؟ 

می گفتم که روحانی در استان رای اول می شود. افراد دیگری نیز همچون آقای شدیدزاده می گفتند که اگر رای 900 هزار نفری محسن رضایی در خوزستان را بتوانیم برای روحانی کسب کنیم باید کلاهمان را بالا بیندازیم. اما من معتقد بودم که روحانی از این تعداد نیز رایش بیشتر می شود چرا که به واسطه سفرهای شهرستانی و بازدید از مناطق مختلف ، به برداشت نسبتا کاملی از شرایط و وضعیت استان رسیده بودم و می دانستم که مردم خوزستان به خاطر عملکرد خوب دولت تدبیر و امید به سیاست های دولت روحانی اعتقاد دارند. 

اگر اجازه دهید در روند سوال قبلی در رابطه با انتصابات قرار بگیریم. حضرتعالی در مصاحبه های متعدد از تعامل با نمایندگان مجلس شورای اسلامی سخن گفته اید. این تعامل مورد نظر شما به چه معناست ؟ آیا این تعامل به معنای باز گذاشتن دست نمایندگان در انتصابات شهرستانی است؟ 

تعاملی که از آن سخن گفته ام در مورد امورات زیربنایی و پیگیری مسائل استان و تلاش و همگرایی و تعامل برای بهبود زیرساخت هاست. به عنوان مثال ، در رابطه با افزایش بودجه استانی ، مصوبه اخیر دولت برای افزایش اعتبارات آب و فاضلاب و ... تعامل و همراهی نمایندگان و مسئولین باعث شد تا بتوانیم به نتیجه مطلوب برسیم .  اگر در جهت مخالف هم بودیم و هر کسی راه خودش را می رفت به این نتایج نمی رسیدم. تعامل در همین حد است وگرنه هر کسی امورات خودش را انجام می می دهد و دخالتی صورت نمی گیرد. در حوزه انتصابات شهرستانی نیز به مدیران کل تاکید کرده ام که بدون مشورت با فرماندران انتصاباتی انجام ندهند و حتما هماهنگ باشند. 

با وجود تاکید شما ، برخی از نمایندگان خوزستان در حوزه انتصابات شهرستانی دخالت و ورود مستقیمی دارند. اینگونه نیست ؟ 

در برخی جاها درست است . اما بین فرماندار و نماینده یک شهر باید هماهنگی باشد. در برخی موارد نماینده در زمینه انتصابات نظرش فرد دیگری بوده و فرماندار احترام گذاشته و نظر نماینده را پذیرفته است اما عکس این موضوع نیز اتفاق افتاده است ؛ فرماندار در حوزه انتصابات نظرش فردی بوده که مورد تایید نماینده آن شهر نبوده است اما نماینده  وررود نکرده و نظر فرماندار را پذیرفته است. این احترام باید بین فرماندار و نماینده یک شهر بماند. با تقابل باشد به جایی نخواهیم رسید.
البته یک جایی مسئله استراتژیک ، اصولی و سیاست های کلان و اصلی دولت است که به هیچ عنوان کوتاه نمی آییم اما برخی موارد قابل تعامل و همراهی است.

یک جایی پای منافع ملی در میان است و نماینده همراهی می کند و به یاری دولت می شتابد و در مسائل کشوری و بین المللی یاریگر دولت برای عبور از گردنه های سخت و پیچیده مسائل می شود و در جای دیگر و در حوزه مسائل محلی و استانی دولت و نماینده دولت در استان ، نماینده را همراهی می کند. این ها واقعیتی است که وجود دارد.  نمی شود گفت که من هستم و همه باید دور من بچرخند. این عملا قابل انجام نیست.

با وجود گفته های شما ، اما در همین دولت تدبیر و امید میزان تعامل نمایندگان و نماینده دولت در استان ، به شدت کمرنگ شده بود و مقتدایی اجازه دخالت نمایندگان در انتصابات را نمی داد و این را به صراحت در مصاحبه هایش اعلام می کرد

مقتدایی شاید در زمینه انتصاب فرمانداران و بخشداران اجازه دخالت به نمایندگان نمی داد. من نیز اجازه دخالت نمی دهم و البته تاکنون نیز نمایندگان دخالتی در انتصاب فرمانداران نداشته اند. فرماندارانی که منصوب کردم از جمله ثبوتی در هویزه ، مودت در هندیجان ، مظفری در بهبهان ، خونمیرزایی در اهواز و ... با نظر مستقیم خودم بوده است. یکی از این فرمانداران را بگویید که کسی به من معرفی کرده باشد. نمایندگان هیچ گونه دخالتی نکردند.
احساس می کنم برخی ها قصد دارند جوسازی کنند و بین ما و نمایندگان خوزستان در مجلس شورای اسلامی به هم بزنند. باز هم تاکید می کنم که فرمانداران همه انتخاب خودم بوده حتی در رامهرمز. اکثر فرمانداران نیز مشی اصلاح طلبی دارند. به نظرم با تفاهم امورات استان بهتر اداره می شود.

از بحث انتصابات شهرستانی گذر کنیم و به حیطه انتصاب مشاوران نگاهی بیندازیم. شما در انتصاب مشاوران همان سیاست مقتدایی را در پیش گرفته اید با این تفاوت که استاندار سابق 22 مشاور منصوب کرد اما تاکنون تعداد مشاوران شما به همراه دو سه نفر از دستیاران ، از 30 نفر می گذرد. بر چه مبنایی این تعداد مشاور انتخاب کردید؟

باید مبنای آن را بگویم ؟! (باخنده)  بالاخره نظر خودم بوده است. این مشاوران در حوزه های مختلفی مشورت می دهند و انتصابشان بر اساس تشخیصی بوده که داشتم. مشاور به منزله ی این نیست که همیشه همراهت و در کنارت باشد. در جاهای خاصی می توانند گره گشایی کنند و کاری انجام دهند و یا مسئله ای را به سرانجام برسانند. برخی مشاوران هم کار دائم و مدام انجام می دهند.  

در واقع از مجموع گروه مشاوران ، دو نوع مشاور دارم ؛ برخی دائم و همراهی کامل دارند مرتب در تماس هستند مسائل و موضوعات مختلف را در مناطق مختلف و پایتخت پیگیری می کنند . به واسطه همین مشاوران و مشورت های صورت گرفته ، در حوزه های مختلف همچون آب و محیط زیست ، آی تی و ... درخواست ها و پیگیری های متعددی در سطح کلان کشوری انجام شده که بدون وجود این مشاوران امکان پیگیری و به سرانجام رساندن آن وجود نداشت چرا که همه امور در تخصص من نیست و در همه حیطه ها متخصص و وارد نیستم . بنابراین در جلسات و نشست های مختلف با مشورت ها و کار کارشناسی شده ، به یک راه حل جامع و کامل رسیده ایم که بدون وجود یک مشاور متخصص ، امکان نداشت. تعدادی از مشاوران نیز کارشان مقطعی است و در برخی موارد خاص در مناطق مختلف مسائلی را پیگیری می کنند و راهکار ارائه می دهند.

جناب آقای شریعتی ! عده ای معتقدند انتصاب مشاوران از سوی شما ابزاری است برای پاداش به حامیان و یا راهکاری است برای جلوگیری سکوت منتقدان و جلوگیری از انتقادشان . آیا این موارد را قبول دارید؟

کسانی که این ادعاها را مطرح می کنند باید آن را اثبات کنند و بیّنه ای داشته باشند. البینه علی المدعی. اگر بینه شان را اعلام کردند و قانع شدیم بحث دیگری است. ولی اگر بینه و دلیلی برای ادعای خود نداشته باشند و بر اساس حدس و گمان حرف زده باشند ، این ادعایشان زیر سوال است. برای نظر همه دوستان احترام قائلم اما مشاوران در موارد زیادی کمک حال مان در اتخاذ تصمیم بوده اند. مشاورانی همچون خانم پروانه ولوی ، اسماعیلی ، آقای کردونی ، آقای فیاضی و .... همگی با نظرات کارشناسی خود ره گشا هستند. 

شان و منزلت این مشاوران و دستیارانم چنین ادعایی که انتصاب شان برای پاداش یا سکوت بوده را رد می کند. شان این مشاوران بالاتر از این موارد است و این گونه ادعاها کم لطفی است و صلاح نیست عده ای اینگونه ادعاها را مطرح کنند.

هر چند سخنان در رابطه با انتصاب مشاوران فراوان است اما به مورد دیگر بپردازیم. آقای شریعتی ! بیش از یک سال از انتصابتان می گذرد و در این مدت شیوه مدیریتی شما قائم به سفرهای شهرستانی بوده است. مبنای علمی این شیوه مدیریتی چیست؟ 

سفرهای شهرستانی به معنای این نیست که شیوه مدیریتی من محسوب شود. اگر به فرمایش ائمه اطهار ، پیامبر مکرم اسلام و حضرت امیرالمومنین رجوع کنیم ، چند خصوصیت را برای "حاکم" مفروض می دارند ؛ یکی از این موارد مردمداری و اطلاع از مشکلات و مسائل مردم است. دیگری پوشاندن اسرار مردم و دیگر ، صبر در مشکلات و بلایایی که ایجاد می شود. این ها توصیه های ائمه اطهار برای حکومتداری است ؛ احترام به مردم ، در معرض آنان قرار گرفتن و به گونه ای رفتار نمودن که وقتی مردم با شما سخن می گویند به لکنت زبان دچار نشوند. یکی از شیوه های نترسیدن مردم از حاکم ، این است که مرتب در معرض دید و گفتگوی آنان باشد.  فردی که دیر به دیر و در فاصله ی زمانی زیاد ، این ملاقات ها و دیدارها انجام شود ، ترس و دلهره بر مردم در برخورد با حاکم و مسئولین ایجاد می شود اما وقتی این دیدارها مرتب و مستمر باشد ، دلهره ها از بین می رود و مردم جرات می کنند که حرف خود را بزنند و انتقاد کنند ؛ چه این انتقاد درست باشد و چه نادرست. بنابراین اولین وظیفه استاندار مردمداری است.

استاندار نماینده حاکمیت در استان است و باید مردمدار و همیشه در دسترس مردم باشد. در عین حال وظیفه ی یک مسئول است که مشکلات را از نزدیک ببیند و بررسی کند. نمی شود که در یکجا نشست و تصمیم گرفت !

گاهی به دلیل عدم اشراف به منطقه و به دلیل عدم آگاهی به مسائل و مشکلات ، یک استاندار مجبور می شود هر چه را که می گویند ، بپذیرد و تمکین کند و هر چه را می آورند امضا کند اما یک وقتی ، یک استاندار به دلیل اشراف مستقیم به مسائل و مشکلات از نزدیک ، اولویت ها را می شناسد و به دلیل بازدید میدانی و دیدن مشکلات ، اشراف خوبی بر شرایط استان و راهکارهای رفع آن پیدا می کند. بنابراین هر چه را که برای امضا آوردند سریع نمی پذیرد و می داند که کدام مشکل برای تخصیص اعتبار و یا حل آن ، ارجحیت دارد و برای مردم و برای توسعه استان مهم است. 

به عنوان مثال ، نخیلات شادگان با مشکل جدی تامین آب مواجه هستند. این نخیلات در آخر خط آبرسانی مارون قرار گرفته و کشاورزان این منطقه به دلیل کمبود آب ، با مسائل متعددی مواجه اند. در بازدیدی که از این منطقه داشتم ، مردم می گفتند که کانالی به نام کانال محیط زیست وجود دارد که آب را از کارون به سمت تالاب منتقل می کند و اگر این کانال تکمیل شود می توان جهت آبیاری نخیلات از آن بهره برد. این در حالی بود که کارشناسان اعتقادشان بر این بود که این کانال چندان تاثیری نخواهد داشت. در سفری که برای پیگیری مسائل کشاورزی شهرستان شادگان رفته بودم متوجه درستی حرف مردم شدم و دیدم که اگر این کانال تکمیل شود می تواند نخیلات این منطقه را از وضعیت بحرانی نجات دهد. در جلسات بعدی با کارشناسان ، نظر خودم را با کارشناسان در میان گذاشتم. بنابراین این نوع بازدیدها می تواند گره گشا باشد.  وقتی مدیریت ارشد استان یک مسئله و معضل را از نزدیک ببیند تا به نتیجه رساندن آن ، پیگیری خواهد کرد.

با این وجود ، برخی صاحبنظران و اساتید معتقدند که این نوع شیوه مدیریتی ، مبنای علمی ندارد

علت اینکه برخی دوستان می گویند این شیوه مدیریتی و سفرهای شهرستانی درست نیست را نمی دانم. این شیوه مدیریتی حتی مورد تایید رییس جمهور نیز هست و برخی از وزیران برای پیگیری مسائل ، به مناطق مختلف سفر می کنند تا از نزدیک مشکلات را ببیند. دکتر روحانی در جلسه ای یکی از مزیت هایی وزیر بهداشت را سفرهای او دانسته که مشکلات را می بیند و بر مبنای آن ، تصمیم می گیرد

آقای شریعتی ! منتقدین شیوه مدیریتی شما ، معتقدند استان قائم به شخص اداره می شود. اقتصاددان و اساتیدی همچون دکتر افقه می گویند که عدم توزیع مدیریت و استفاده نکردن از مشاوران باتجربه بخصوص در حیطه اجتماعی و اقتصادی ، موجب شده مدیریت ارشد استان درگیر مسائل و مشکلات جاری شود و فرصت کافی برای برنامه ریزی جهت حل ریشه ای مشکلات وجود نداشته باشد. تا چه حد این موضوع را قبول دارید؟ 

فرمایش دکتر افقه متین و درست ، اما باید ایشان یک شیوه جایگزین پیشنهاد دهد. شیوه جایگزین چیست ؟ اینکه در اتاق و نظام برنامه ریزی بنشینیم و جلسه برگزار کنیم ؟! بالاخره نظام برنامه ریزی ما هم یک کاستی هایی دارد و مدیریت ارشد استان مسئول است که کاستی ها را در حد توانش برطرف کند.  این کاستی ها هم با رفتن به مناطق مختلف و از نزدیک در جریان امور قرار گرفتن ، برطرف می شوند نه یکجانشینی .  

یک زمانی ، شما رییس برنامه و بودجه کشور هستید و لازمه آن این است که حضور بیشتری در جلسات و در نظام برنامه ریزی کشور داشته باشید. یک زمانی ، شما در دفتر سیاست های کلان اقتصادی برنامه و بودجه و یا وزارت اقتصاد هستید و لازم است حضور پررنگی برای اتخاذ سیاست های کلان و برنامه ریزی داشته باشید اما یک زمان دیگر ، شما استاندار و والی یک استان هستید. این ها با هم متفاوت است استاندار قرار نیست یکجا بنشیند !

احتمالا نظر دکتر افقه نیز دفتر سیاست های کلان اقتصادی و برنامه و بودجه و یا وزارت اقتصاد است که اگر چنین باشد ، نظرشان در رابطه با شیوه مدیریتی صحیح است اما بعید می دانم دکتر افقه نظرشان در رابطه با شیوه مدیریتی استانداران چنین باشد. زمانی که دکتر افقه معاون سیاسی استانداری بود و من نیز مدیرکل سیاسی استانداری خوزستان بودم ، این نوع رفت و آمدها و بازدیدها مورد تایید ایشان بود.  دکتر افقه قابل احترام است و همیشه به بنده لطف داشته است. 

دکتر افقه به صراحت اعلام کردند که با چنین شیوه ای مخالفت هستند و معتقدند به جای انکه استان قائم به شخص اداره شود باید به معاونین و فرمانداران اختیارات بیشتری تفویض شود 

همین سوال دکتر افقه را جواب می دهم و گلایه ای نیز از ایشان دارم. برخی می گویند که باید تفویض اختیار و توزیع مدیریت شود. این افراد سندی بیاورند و نشان دهند که بنده تفویض اختیار نکرده ام. چه چیزی به معاونین سیاسی ، اقتصادی و یا عمرانی و همچنین فرمانداران تفویض نکردم ؟! چه تفویضی قبلا بوده که در حال حاضر و با آمدن من ، نیست؟! همیشه از معاونین خود می خواهم که خودشان به تصمصم برسند و منتظر من نمانند. اما تفویض اختیار باز به قول امیرالمومنین نباید مانع سرکشی به سرحدات و استان شود. 

یک نکته ای هم باید در اینجا بگویم.  برخی از دوستان تصور می کنند که نمی شود هم فکر کرد و هم دوید. این دوستان تصورشان بر این است که باید موقعی فکر کرد که در اتاق مدیریتی نشسته باشی ! به این نوع نگاه دوستان انتقاد دارم . می شود هم فکر کرد و هم دوید. مصوبه 15 / 1 / 96 هیات دولت که مربوط به مشکلات زیرساختی استان بوده با همین پیگیری ها ، دوندگی ها و تشخیص در سفرها و کمک کارشناسان و جلسات کارشناسی حاصل شده است.  

شاید یکی از دلایل انتقاد به سفرهای شهرستانی شما ، تشابه آن با سفرهای استانی احمدی نژاد است. احمدی نژاد در دوران هشت ساله ، یک شیوه مدیرتی خاص خود بر محور سفرهای متعدد استانی دنبال می کرد. این شیوه مدیریتی مورد نقد جدی اکثر اقتصاددانان و سیاسیون بود چرا که بی آنکه ثمری داشته باشد تبعات جبران ناپذیری بر کشور وارد کرد. 

اینکه شیوه مدیریت احمدی نژاد تبعات جبران ناپذیری به دنبال داشت را قبول دارم  اما جایگاه رییس جمهور یک مملکت با استاندار متفاوت است و فرق می کند. رییس جمهور سیاست های کلان را پیگیری می کند اما استاندار مسئول سیاست های کلان استانی است . این با هم متفاوت است.

در سفرهای شهرستانی مبنا را بر همفکری و مشورت قرار داده ام. به عنوان نمونه ، در سفری که به حمیدیه داشتم عده ای تقاضای ساخت یک فرهنگسرا داشتند. من نیز حرف های این افراد را شنیدم و گفتم به شرط آنکه اداره کل ارشاد پس از کار کارشناسی ، ساخت فرهنگسرا را تایید کند ، من نیز می پذیرم. یا ارشاد ساخت فرهنگسرا را می پذیرد و یا اگر نپذیرد باید با دلایل منطقی مردم را قانع کند. 

اینگونه نیست که در سفرها من تصمیم بگیرم و مابقی ، اجرا کنند. از مدیر مربوطه می خواهم که بررسی کند که آیا انجام فلان کار به صلاح است یا خیر . بعد اگر به صلاح بود و تیم کارشناسی تایید کرد به مردم قول پیگیری و انجام ، می دهیم. 

بنابراین شیوه سفرهای شهرستانی با آنچه شیوه احمدی نژادی می گویید ، متفاوت است. در چارچوب بودجه و اعتبارات استان حرکت می کنیم. بخشی از بودجه استان مربوط به زیرساخت ها است و بخشی نیز مربوط به مسائل اقتصادی ، تولید ، اشتغال و ... است . یک سهم آن نیز به خدمات اختصاص دارد و اینگونه نیست که همه اش به بخش خدمات تعلق بگیرد و هر جا برویم بگوییم یک ورزشگاه برای خانم ها می زنیم و یک ورزشگاه برای آقایان ! چنین شیوه ای در تصمیم گیری ها  اتخاذ نکرده ام .

نکته دیگر اینکه ، خروجی یک کار، باید مبنای قضاوت باشد نه همان کار. نباید بر مبنای یک کار ، مثلا سفرهای شهرستانی ، فوری قضاوت کرد. انچه مهم است خروجی این سفرهاست. خیلی ها ممکن است برای هدفی از شهری به شهر دیگر بروند. هر کسی یک هدفی دارد و به دنبال رسیدن به یک نتیجه از این سفر خود است. خود نفس ِکار ، قابل قضاوت نیست بلکه نتیجه و هدف کار مهم است.

پس ، شیوه سفرهای شهرستانی من با شیوه سفرهای استانی احمدی نژاد با هم متفاوت است. با دیدن ، رفت و آمد به مناطق مختلف ، به ارزیابی و تشخیص می رسم و شاید اگر در اتاق می نشستم به هیچ وجه نتیجه نمی گرفتم. ضمن آنکه همواره به نظر جمع و تیم کارشناسی ، اهمیت می دهم. گاهی اوقات برای انجام یک پروژه نظرم مثبت است و رای مثبت می دهم اما در مجموع رای نمی آورد چرا که نظر دیگر کارشناسان منفی بوده است. 

به معنای واقعی کلمه به کار شورایی و دموکراسی اعتقاد دارم. به خاطر همین اعتقاد به دموکراسی ، هیچ وقت با منتقدین برخورد نمی کنم چرا که اعتقاد دارم دیگران باید نقد کنند حتی اگر این نقد از روی کینه باشد. معتقدم آنقدر باید فضا باز باشد که نگرانی ایجاد نشود. گاهی وقت ها عده ای در نقدهایشان حتی به خانواده ام بی حرمتی کرده اند اما به هیچ وجه برخوردی با آنان نداشتم و اجازه هم ندادم دیگران با این افراد برخورد کنند.  معتقدم هنوز در مراحل نوزادی و اولیه دموکراسی و جامعه مدنی هستیم.  قطعا تا هنگام بلوغ این دموکراسی ، شاهد خیلی از این نوع تعرضات هستیم . نباید با این تعرضات برخورد چکشی شود بلکه باید ما مدیران و مسئولین انتقاد پذیر باشیم و تحمل مان را بالا ببریم

در طول اعصار و قبل از انقلاب ، حاکمان سخن می گفتند و مردم می پذیرفتند . حالا باید مردم بگویند و حتی تعرض کنند و ما مسئولین بشنویم و بپذیریم. باید این پروسه را طی کرد تا دو طرف به یک تعادل برسند. نباید این پروسه رسیدن به دموکراسی با برخوردهای چکشی قطع شود.

از موضوع سئوال کمی دور شدیم. کمی شفاف تر می پرسم. گفته می شود شیوه مدیریتی شما "در ظاهر" تشابه آشکاری با شیوه مدیریتی احمدی نژاد دارد.  اینگونه است؟ 

در مورد احمدی نژاد قضاوت نمی کنم. بلکه در مورد مسائل مدیریتی خودم پاسخگو خواهم بود. انتقادها را به شیوه عملکرد مدیریتی خود بر مبنای سفرهای شهرستانی شنیده ام. به همین دلیل با برخی وزرا از جمله آقای زنگنه - وزیر نفت - در این رابطه مشورت کردم و به او گفتم که شیوه مدیرتی و عملکردی خود را صحیح می دانم اما برخی دوستان آن را نمی پسندند و انتقاد می کنند . به آقای زنگنه گفتم شما که تجربه مدیریتی تان زیاد است آیا به صلاح می دانید شیوه مدیریتی خود را اصلاح کنم ؟ آقای زنگنه نیز ، تاکید کرد که اولین وظیفه ات همین سفرها و بازدید از مناطق مختلف است و اصلا نباید از این کار عدول کنی چرا که کار درستی است و باید ادامه داد. ایشان تاکید داشتند که اولین وظیفه استاندار مردمداری است و این شیوه عملکرد عین مردمداری می باشد. لذا بنده را ترغیب و تشویق به ادامه این روش کردند.

انتقاد دیگری که به نوع مدیریت تان وارد است ، به چینش کابینه مدیریتی تان بر می گردد. عده ای می گویند که کابینه مدیریتی شما پویا و فعال نیست . قبول دارید؟ 

قبول ندارم. در نقدها به نوعی به معاونین ، ظلم می شود. معاونین استانداری تلاش شان زیاد است و تا دیر وقت ، کار می کنند. معاونین استانداری در سایه مدیریتی بنده به قول ما پزشکان "ساب سایت" شدند. دکتر بحرینی معاون امور اقتصادی روزی 13 ساعت کار مفید در حوزه مسائل اقتصادی انجام می دهد و کارش نیز اصولی و زیربنایی است . همچنین آقای هاشمی زاده معاون عمرانی و آقای حسین زاده معاون سیاسی . به معاونین استانداری ظلم می شود که به آن ها می گویند کم کارند ! همه امور را معاونین پیگیری می کنند و به سرانجام می رسانند و نتیجه را به من اطلاع می دهند. بی انصافی است اگر کسی بگوید معاونین استانداری کار نمی کنند.

آیا از کابینه مدیریتی تان رضایت دارید ؟ 

به طور نسبی رضایت دارم 

برخی اساتید دانشگاهی و نمایندگان مجلس معتقدند مجموع انتصاباتی که انجام دادید – چه ستادی و چه غیرستادی – به هیچ وجه متناسب با پیچیدگی ها و مشکلات استان نیست . عمدتا افرادی منصوب شدند که در سطح پایین مدیریتی قرار دارند. اینگونه است ؟ 

تصور می کنم مدیرانی که انتخاب کردم بر مبنای معیارهایی همچون تخصص و شرایط استان بوده است. بر مدیریت جوان و متخصص تاکید می کنم و در این باره کوتاه نمی آیم. باید نسل مدیریتی جدیدی در استان ایجاد شود تا در 10 – 15 سال آینده مدیریت استان را رقم بزنند. احساس می کنم استان در معرض این است که با یک خلا مدیریتی مواجه می شود. باید به سمت مدیریت جوان روی آورد ؛ البته مدیران جوان ، متخصص و کارآمد. 

آیا انتخاب مدیرانی همچون مدیر آب و فاضلاب خوزستان و یا مدیرکل بحران استانداری خوزستان هم بر پایه نگاه تخصصی و شرایط استان بوده است؟ مخالفین این نوع انتصابات معتقدند که به عنوان نمونه ، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان با یک سال سابقه مدیریتی ، بر صندلی مدیریت مهم و حیاتی آب و فاضلاب استان تکیه داده است. و یا مدیرکل بحران خوزستان بی هیچ سابقه تخصصی و عدم مدرک مرتبط ، منصوب شده است .


حقیقی پور مدیرعامل آب و فاضلاب خوزستان دکترای رشته آب را دارد و رتبه بالایی نیز در امر تخصصی خود دارد. حجم بالایی از کارهای مرتبط با آب و فاضلاب در این شرایط سختی که خوزستان دارد بر پایه همین نگاه تخصصی ، پیگیری و انجام شده است. اگر این پرکاری ، تحرک و نگاه علمی نبود ، استان با مشکلات بیشتری در بحث آب مواجه می شد. کسانی که می گویند این انتصاب درست نبوده ، باید برای ادعای خود دلیل بیاورند. کسانی که هیچ تخصصی ندارند در مورد کسی که متخصص این رشته است نباید اینگونه قضاوت کنند. به نظرم این ادعاها و این نوع نقدها ، بی انصافی است. 

زمانی که استاندار شدم شخصی به نام دکتر حقیقی پور را نمی شناختم. موقعی که استاندار شدم ، وی معاون آبرسانی سازمان آب و برق خوزستان بود . حضور ایشان در جلسات ، اظهارات و نقطه نظرات علمی و کارشناسی که برای حل مسائل آب و فاضلاب و... ارائه می داد من را بر آن داشت تا وی را به عنوان مدیرعامل آب و فاضلاب خوزستان منصوب کنم. حتی شمسایی مدیرعامل سازمان آب و برق با این انتصاب مخالف بود و می گفت که سازمان آب و برق با رفتن وی فلج و مختل می شود. 

هیچ چیزی جز تشخیص و ارزیابی ام مبنی بر اینکه دکتر حقیقی پور کارشناسی باارزش و آینده داری است و می تواند به تدریج برنامه مدونی برای حوزه آب و فاضلاب داشته باشد و آن را به سرمنزلی برساند ، در انتصاب ایشان موثر نبود. مهندس شمسایی در این تصمیم هیچ نقشی نداشت و حتی مخالفت کرد اما اصرارم باعث این انتصاب شد. ضمن آنکه وزراتخانه نیز به خاطر نگاه تخصصی ایشان ، از انتصاب وی استقبال کرد. 

در مورد مدیرکل بحران نیز باید بگویم که علاوه بر رشته بهداشت ، ایشان رشته اش عمران آب است. عمران آب یکی از رشته های مرتبط با مدیریت بحران است . در عین حال وی مدیر پرکار و پیگیری است و خیلی از مسائل استان را در حوزه کاریش با جدیت پیگیری کرده و توانسته نگاه علمی در کار ایجاد کند. برنامه جامعی برای روزهای گرد و غبار با نظر متخصصین و اساتید دانشگاهی مدون کرده است . کارهایی از این مدل که به نوعی تصمیم گیری برای پیشرفت مسائل حوزه خود را به سمت کمی بودن و شاخص بندی سوق داده تا بتوان تصمیم گیری برای مسائل مختلف در آن حوزه را آسان کرد و از حالت سلیقه ای خارج نمود. این اقدامی زیرساختی و ارزشمند است که خیلی به آن توجه نشده است.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار